شما در حال مشاهده نسخه موبایل وبلاگ

0web

هستید، برای مشاهده نسخه اصلی [اینجا] کلیک کنید.

تکنیک های هدف گذاری

تکنیک های هدف گذاری

پرسش: لطفا من را با روش های هدف گذاری و تقویت اراده در زندگی آشنا کنید

هدف گذاری یکی از اقدام های مهم و ضروری هر فرد در زندگیش است. هر انسانی بدون هدف به پوچی می رسد و امید و نشاط کافی برای زندگی ندارد. اما برای این که اهدافی را مشخص کنیم باید ابتدا خود و علائق خود را بشناسیم. پس از آن هدف را مشخص نماییم و سپس مسیر و پیش نیازهای رسیدن را تعیین کنیم و اهداف بلند مدت را به پله های کوتاه تر تبدیل کنیم.

پیش نیازها شامل اهداف کوتاه مدت است این اهداف باید شرایط زیر را داشته باشد:

هدفتان را به صورت دقیق و قابل اندازه گیری مطرح کنید و برای بیان هدف، آن را به گونه ای به زبان آورید که گویی اتفاق افتاده است و نکته مهم این که برای رسیدن به آن، زمان مشخصی را تعیین کنید. و انگیزه خو درا برای رسیدن به آن مشخص کنید.

هدف را با توجه به توانایی ها و امکانات در نظر بگیرید رویا پردازی و تخیلات را کنار بگذارید و واقع بین باشید.

در رسیدن به هدف جدیت داشته باشید و سعی کنید هزینه های مادی و معنوی آن را بپردازید. هدفی را انتخاب کنید که مورد تایید باشد. اهداف خود را همراه با زمان تعیین شده مکتوب کنید.

هدف را با توجه به توانایی ها و امکانات در نظر بگیرید رویا پردازی و تخیلات را کنار بگذارید و واقع بین باشید.
مکتوب کردن فواید زیر را دارد: امکان کنترل برنامه ها، کاهش فشار بر حافظه، ایجاد انگیزش درونی، تمرکز، امکان بررسی کارهایی که انجام نشده اند، پیش بینی حوادث غیر مترقبه، ایجاد بایگانی از فعالیتهایی که انجام شده یا باید انجام شود، تشخیص اولویت اهداف از طریق مقایسه آنها.

اما در مورد تقویت اراده:

شخص با اراده كسی است كه وقتی درباره كاری، به خوبی تأمل كرد و آن را نافع دانست، تصمیم به انجام آن می‏ گیرد و با فعالیت و ثبات قدم، آن را به اجرا در می ‏آورد و در مقابل، فرد سست اراده ، با كمترین مشكلی، از انجام دادن كار، دلسرد شده، دست از تلاش بر می ‏دارد. شخص با اراده، كسی است كه دارای هدفی معقول است و تا موقعی كه به آن نرسیده، از تعقیب آن باز نمی‏ایستد و مشكلات و موانع روانی یا مادی، به اراده و عزم او لطمه نمی ‏زند و از پیشرفتش، جلوگیری نمی‏ كند.

راهكارهای تقویت اراده

الف) تعیین هدف یا اهداف: انسان باید ابتدا هدف و یا اهداف خود را در زندگی و یا كاری كه می‏ خواهد انجام دهد، به طور دقیق و مشخص، ترسیم كند. طبیعی است كه این هدف، باید شفاف، معقول، قابل دست‌یابی، بدون افراط و تفریط، مطابق توان و استعداد خود و واقع‌بینانه باشد نه بلندپروازانه و خارج از توانایی‌‏ های شخص. در غیر این صورت، وقتی با مشكلات و موانع سختی رو‌به‌رو شود، ناامید و دلسرد شده، از ادامه كار، منصرف می‏‏ شود و خود را ناتوان و بی ‌‏اراده می‏بینید.

ب) شناخت توانایی ‌‏ها و استعدادها: همه ما در وجود خود، از استعدادهایی برخورداریم. كافیست این نیروها را بشناسیم و برای رسیدن به هدف، آنها را به كار گیریم.

ج) برنامه‌‏ ریزی: باید برای تمام كارها و فعالیت‌‏ های شبانه ‌روزی، برنامه‌‌ای مدون و منظّم داشته باشید. بدین منظور از جدولی استفاده كنید كه در ستون افقی آن، ساعات شبانه‌ روز و در ستون عمودی، ایام هفته را یادداشت و تمام كارهای روزانه - خواب، استراحت، ورزش، مطالعه - را در آن درج كنید و هر فعالیتی را در زمان خاص خود، در جدول بنویسید و هیچ زمانی را بدون كار، خالی نگذارید. هر روز صبح با نگاهی به آن برنامه، به اجرای دقیق آن بپردازید و شب ‏ها، قبل از خواب، آن را محاسبه و ارزیابی كنید. شایسته است همچون یک محاسبه‌‏گر جدی و قاطع ، فعالیت‏های روزانه و میزان موفقیت خود در انجام دادن آن ها را بررسی كنید و در صورت موفقیت، خود را تشویق و در صورت تخلّف و سهل ‌‏انگاری در اجرا، خود را تنبیه كنید.

د) اصل تلقین یا خودگویی‏های مثبت: گفتن، باور داشتن است. وقتی می‏گوییم من آدم شكست خورده‌ای هستم، بی‌استعدادم و عوض شدنی نیستم، درواقع، حكم محكومیت خود را صادر می ‏كنیم. سعی كنید دستورات خوبی به خودتان بدهید. شما با خودتان چه می‏گویید؟ فرهنگ ذهن و زبان شما، مثبت است و نیروزا و یا منفی است و نیروبر؟ تنها زمانی یك مسأله یا یك مشكل غیر قابل حل می ‌شود كه فكر كنید غیر قابل حل است. با ایمان داشتن به امكان وجود راه‌ حلی برای مشكلات، راه‌ حل ها را جذب می‌ كنید. به خودتان حتی اجازه صحبت یا فكر درباره ناممكن بودن راه‌ حل ها را دهید.

آجر‏های بنای هستی‌ مان را، طرز تفكرمان می‏ سازد و اگر بخواهیم در دنیای ‌مان اتفاق زیبایی بیفتد، گام اول، تغییر در نگاه و بینش ماست. با تغییر نگاه، ایده‌آل‏ ها و اهداف زندگی‌ مان به درستی شكل می ‏گیرند و آن گاه گام دوم، یعنی تلاش مستمر و انتخاب‏ های عالی و فرداساز، در دنیای ما رخ خواهد داد . «إن الله لایتغیر ما بقوم حتی یتغیروا ما بأنفسهم.»

ه) تدریجی بودن تقویت اراده: برای به دست آوردن اراده‏ای قوی و محكم، باید به تدریجی بودن آن و نیاز آن به تمرین، توجه داشت. گمان نكنید می ‏توانید به طور دفعی و بدون تلاشی درخور، به آن دست یابید. بنابراین، به راهكارهای عملی زیر توجه كرده، به آنها پای ‏بند باشید: ورزش کنید، در صورت امكان، چند دقیقه قبل از اذان صبح از خواب بیدار شده، نماز شب بخوانید و اگر در آن وقت بیدار نشدید، قضای آن را به جا آورید. مقید باشید هر روز تعداد آیات معینی از قرآن را تلاوت كنید (حداقل 30 تا 50 آیه) و در صورت تمایل، در هفته‌‏ های بعد، بر میزان آن بیفزایید. هر روز چند کار ارادی برای خود در نظر بگیرید و انجام دهید البته مراقب باشید انتخاب کارها از روی واقع بینی باشد و از تصمیم گیری های بلند پروازانه خودداری کنید و سعی نمائید درجه مشکلی کارها رو بتدریج افزایش دهید تا با توانائی های شما همخوانی داشته باشد.

هرگز در كارها، ناامید نشوید و با حالتی تهاجمی، برای پی‌گیری و به انجام رساندن كارهای ناقص و ناموفق، تلاش كنید. كارهایی را كه به عهده می‏گیرید، ناتمام رها نكنید و آن ها را به نحو احسن و تا رسیدن به نتیجه مطلوب، ادامه دهید و از پراكنده كاری و آشفتگی در كارها كه موجب به هم ریختگی نظام فكری می ‏شود، بپرهیزید و به فعالیت‏های خود، تمركز و انسجام ببخشید. از کمال طلبی بپرهیزید و هر ناکامی را تجربه ای برای کسب موفقیت های بعدی بدانید و نه شکست. به جای مقصر دانستن بخت و اقبال، موانع را بررسی ‌كنید. همواره بر خداوند، توكل كرده و در همه امور، از او استمداد جویید.

هدف گذاری

هدف گذاری

یک زندگیِ بدون هدف را مجسم کنید :شما صبح از خواب بیدار میشوید، صبحانه میخورید، کار میکنید، به خانه برمیگردید و میخوابید… زندگی شما معنایش را گم میکند و شما کم کم در پرتوی روزمرگی زندگی تان را ادامه میدهید.

یک زندگی بدون هدف،
زندگی کردن بدون معنا است

همانطور که در مقالات پیشین (لوگوتراپی) خواندید، وجود معــنا در زندگی باعث میشود شما سختی های زندگی را تحمل کنید.

برای مثال، شما تا زمانی که یک هدف بزرگ مانند خرید اتومبیل رویایی تان را نداشته باشید، به سختی خواهید توانست تلاشِ سخت، بیخوابی و فعالیت بیشتر را برای رسیدن به خواسته تان تحمل کنید. در واقع معنا در زندگی، باعث میشود شما در سخت ترین شرایط بتوانید لبخندی از رضایت بزنید و به پیش بتازید.

افراد موفق دنیا به قدرت این چرخه پی برده اند.
به همین دلیل است که کارآفرینان بزرگ بیش از دیگران کار میکنند و بیش از دیگران تفریح میکنند !

چرخه ای که باعث میشود آنها تلاش سخت و خستگی را پشت سربگذرانند به شرح زیر است :

هدف -> معنا -> برنامه -> تلاش -> نتیجه

اکثرمان میدانیم که داشتن هدف در زندگی مهم است، اما تا به حال کمتر به این موضوع فکر کردیم که چرا مهم است؟ در اصل هدف نقطه شروع چرخه بین آنچه در ذهن تان میبینید تا آنچه در دنیای واقعی بدست می آورید است.

برای همین منظور ما در شروع سال هدفگذاری میکنیم : امسال تا پایان تاریخ X درآمدم Y میشود
اما رسیدن به آن سخت میشود، زیرا :

درست در همین زمان است که چیزی جادویی مانند برنامه نیاز داریم !
برنامه ریزی برای هدف دقیقا مانند تعیین مقصد (هدف) و انتخاب مسیر (برنامه ریزی) برای رسیدن به آن است. شما تا زمانی که ندانید از کدام مسیر حرکت کنید نخواهید توانست به هدف تان برسید.

ویکتور هوگو

اکثر اوقات که به اهدافمان نمی رسیم به دو دلیل عمده زیر است :

برای همین منظور ما در این مقاله میخواهیم بهترین متد هدفگذاری و برنامه ریزی دنیا که توسط افراد حرفه ای و موفق دنیا استفاده میشود را به شما آموزش دهیم و نحوه استفاده از آن را برای شما شرح دهیم.

شما در این مقاله میخوانید اهداف باید به چه روشی تعیین شوند و چطور برای رسیدن به آنها به شیوه اصولی برنامه ریزی کنید. شما پس از خواندن این مقاله قادر خواهید بود :

حاضرید برای یکبار برای همیشه بهترین و معتبرترین شیوه هدفگذاری و برنامه ریزی دنیا را یادبگیرید؟ پس شروع کنید…

احتمالا نام دستگاه GPS را شنیده اید.
این دستگاه در واقع یک دستگاه موقعیت یاب است. یعنی اینکه اگر شما این دستگاه را داشته باشید، در هرکجا که باشید به شما نشان میدهد دقیقا در چه موقعیت جغرافیایی قرار دارید و فاصله شما تا رسیدن به نقطه ای که میخواهید برسید چقدر است؟ و آیا مسیری که انتخاب کردید شما را به آن نقطه نزدیک میکند یا دور؟

اهدافِ ما نیز، مانند GPS هستند؛ GPS یعنی Goal,Plan,Success (هدف، برنامه ریزی، موفقیت) شما با در دست داشتن این GPS قادر خواهید بود ثانیه به ثانیه خودتان را با جایی که قرار است باشید مقایسه کنید و ببینید آیا در حال پیشرفت هستید یا پسرفت؟

یک مثال کاربردی برای اینکه برای همیشه اهمیت هدف و برنامه ریزی در ذهن تان حک شود؛

روش های تعیین هدف در زندگی

روش های تعیین هدف در زندگی

بااین‌وجود برای دستیابی به هدف‌های خودتان، باید به‌خوبی بدانید که چگونه باید هدف انتخاب کنید. فقط نمی‌توانید “من می‌خواهم” و انتظار موفقیت داشته باشید. هدف‌گذاری فرایندی است که با بررسی دقیق آغازشده و در پایان کار و تلاش بسیار زیادی را می‌طلبد. در بین این دونقطه مراحل بسیار مهمی وجود دارد اطلاع از آن‌ها به شما اجازه می‌دهد اهداف قابل‌دستیابی برای خود انتخاب کنید.

پنج قانون طلایی هدف‌گذاری

۱- اهدافی انتخاب کنید که موجب انگیزش برای شما شوند

موجب انگیزش شدن به این معنا است که هدف انتخابی برای شما مهم باشد و ارزش قابل‌توجهی برای دستیابی به آن وجود داشته باشد. اگر علاقه‌ای به نتیجه آن نداشته باشید یا ارتباطی با آینده شما نداشته باشند، احتمال سعی و تلاش برای دستیابی به آن برای شما کم است. در غیر این صورت اهداف بسیار زیادی که مرتبط با شما و آینده شما است انتخاب می‌کنید و درنهایت زمان لازم برای رسیدگی به آن در اختیار ندارید و ازآنجایی‌که برای دستیابی به اهداف نیاز به تمرکز دارید، پس شانس موفقیت شما در رابطه با آن کاهش می‌یابد که در ادامه پیامدهای روانی دیگری هم برای شما ایجاد می‌کند.

راهکار: برای اطمینان از انگیزاننده بودن یک هدف باید سعی کنید یک “چرا” در رابطه با آن بر روی کاغذ بیاورید. “چرایی” که می‌توانید از آن برای توجیه دیگران در رابطه بااهمیت آن استفاده کنید.

۲- اهداف هوشمندانه انتخاب کنید

اهداف هوشمندانه از سرواژه‌ای انگلیسی تحت عنوان SMART گرفته‌شده که هر حرف آن نشانگر یک کلمه انگلیسی بامعنایی مشخص است. ازآنجایی‌که در این مطلب قصد یادگیری زبان یا دلیل آن را نداریم، به همین نکته اکتفا کرده و تنها ویژگی‌های یک هدف هوشمندانه را بر این اساس ذکر می‌کنیم. اهداف هوشمندانه دارای ۵ ویژگی هستند که عبارت‌اند از: مشخص باشند، قابل‌اندازه‌گیری باشند، قابل‌دستیابی باشند، مرتبط با شرایط و اهداف بلندمدت‌تر شما باشند، وابسته به زمان باشند و زمان پایانی برای دستیابی به آن‌ها وجود داشته باشد.

۳- اهداف خود را مکتوب کنید

عمل فیزیکی نوشتن یک هدف بر روی کاغذ موجب واقعی و ملموس شدن آن می‌شود. به عبارتی شما دیگر هیچ عذر و بهانه‌ای برای فراموش کردن آن ندارید. سعی کنید در زمان نوشتن یک هدف بجای استفاده از فعل “دوست دارم” یا ” شاید” از فعل “خواهم” استفاده کنید. مثلا “امسال هزینه‌های عملیاتی خودم را ۱۰ درصد کاهش می‌دهم” و نه اینکه “دوست دارم امسال هزینه‌های عملیاتی خودم را ۱۰ درصد کاهش دهم.”

راهکار ۱: بیانیه هدف خودتان را با لحنی مثبت تنظیم کنید تا میزان تعهد شما نسبت به آن‌ها بیشتر شود. مثلا بجای “من تعداد کارکنان را برای فصل آینده با همین تعداد فعلی حفظ می‌کنم”، نگویید “من نرخ خروج کارکنان را کاهش می‌دهم”. حالت اول انگیزاننده است و تعهد بیشتری ایجاد می‌کند. ولی حالت دوم در عین انگیزاننده بودن، همچنان راه فراری برای شما ایجاد می‌کند، که اگر هم کسی از سازمان خارج شد، باز هم به هدف خود دست‌یافته‌اید.

راهکار ۲: اگر از یک لیست تحت عنوان لیست انجام کارها، استفاده می‌کنید، یک فرم پیشنویس برای تهیه این لیست روزانه تهیه کنید و اهداف بزرگ‌تر خود که برای دست یافتن به آن‌ها نیاز به انجام این‌کاره‌ای کوچک روزانه دارید را در بالای آن بنویسید.

۴- یک نقشه راه تعیین کنید

این قدم اغلب در طی فرایند هدف‌گذاری فراموش می‌شود، چراکه در عمل درگیر انتخاب هدف و رسیدن آن شده و فقط بر روی آن تمرکز می‌کنید و فراموش می‌کنید روند رسیدن به آن را تعیین کنید. به این منظور باید در یک برنامه جداگانه به تعیین تکیه تک قدم‌های کوچکی بپردازید که باید برای رسیدن به هدف مهمتر خود آن‌ها را نهایی سازید. ضمن اینکه باید در طی انجام دادن هر یک از این مراحل و قدم‌ها، با خط زدن آن‌ها اقدام به حذف آن‌ها از لیست خودتان بکنید و این‌گونه حس تغییر و رشد کردن را به خودتان انتقال دهید.

۵- به آن وفادار باشید

به خاطر داشته باشید که این فرایند هدف‌گذاری فرایندی طولانی مدت است و تنها وسیله‌ای برای رسیدن به هدف نهایی است. باید به آن وفادار بود تا رسیدن به آن رفته‌رفته آسان شود. در این بین هدف و مقصد نهایی همواره باید ثابت باقی بماند، اما نقشه راه تعیین‌شده می‌تواند در بازه های زمانی مختلف تغییر کند. فقط باید توجه داشته باشید که ارتباط آن‌ها باهدف بزرگ‌تر، حفظ‌شده و ارزش و ضرورت آن برای شما در حد بالایی قرار داشته باشد.

هدف در زندگی

هدف در زندگی

را با این سوالات پیدا کنید

  1. آیا کاری را که دوست دارم انجام میدهم؟
    شاید جواب این سوال کیفیت کل زندگیتان را مشخص کند. آیا خانواده تان را دوست دارید؟ دوستان؟ کار؟ تفریحاتتان چطور؟ گذران وقتتان را چی؟ اگر کاری را که دوست ندارید، اما انجام میدهید، احتمالا راه اشتباهی را پیش گرفتید… بهتر است تغییرش دهید. همین الان !

  1. آیا افرادی که اطرافم هستند، برایم اهمیت دارند؟
    یکی از مهمترین کلیدهای پیدا کردن هدف نهایی زندگی، افرادی هستند که در زندگی شما وجود دارند. خانواده، دوستان، همکاران ،حتی مشتریانتان ! اما اگر این افراد در زندگیتان وجود دارد، اما برای شما بودن یا نبودن آنها اهمیتی ندارد، ممکن است به هدف نهایی تان ضرر بزند.
    زیرا این افراد دقیقا میتوانند نقش سوخت مکانیزم هدف جویی شما را تهیه کنند : انگیزه

  1. از جایی که هستم راضی ام؟
    به تمام جنبه های زندگیتان توجه کنید. آیا با کارهایی که کردید خوشحال هستید؟
    آیا در مسیری از زندگی حرکت میکنید که میخواهید؟ اگر نه، چه کاری برای تغییر مسیر میتوانید انجام دهید؟ مقایسه زندگی خودمان با دیگران بد نیست، بعضا رقابت مثبتی را ایجاد میکند اما اگر داشته هایمان را با داشته های دیگران مقایسه کنیم ممکن است از نظر روحی ضرر زیادی ببینیم…
    بهترین مقایسه و اندازه گیری خوشبختی این است : آیا کاری را انجام میدهیم که میخواهیم و در مسیری حرکت میکنیم که از ماجراجویی در آن مسیر لذت میبریم؟

  1. آیا میتوانم بیشتر تلاش کنم؟
    همیشه جای تلاش بیشتر وجود دارد. هیچ سقفی برای تلاش در مسیر موفقیت وجود ندارد. یکی از بهترین راه های پیدا کردن هدف نهایی زندگی تان، حل مشکلی است که از آن رنج میبرید. برای مثال ،در گروه، سازمان، جامعه ای که هستید، تغییر چه چیزی میتواند شما را شاد کند؟ آنرا پیدا کنید، وارد گروهی شوید که در حل آن مشکل فعالیت میکنند و شروع به فعالیت برای حل مشکلی کنید که حل شدن آن باعث خوشحال شدن تان میشود.

آلوین تافلر آینده پژوه و نویسنده شوک آینده
آلوین تافلر آینده پژوه و نویسنده شوک آینده

  1. آیا احساس رضایت میکنم؟
    اکثرمان رضایت از زندگی را وابسته به کار، یا مادیاتی که داریم، میدانیم. اگر کارمان را دوست نداریم، از زندگی راضی نیستیم… اگر خانه لوکس، ماشین گران قیمت، درآمد بالا و … نداریم، احساس میکنیم شکست خورده ایم.
    اما این ها معیار صحیحی برای سنجش رضایت نیستند. بهتر است واقعی تر به زندگیمان نگاه کنیم و با توجه به ملاک های خودمان موفقیت یا شکست زندگی خودمان را بسنجیم و یا از اینجا ۲۰ نشانه ای که خبر از موفقیت تان میدهند اما شما نمیدانید را بخوانید.

  1. چطور میخواهم در خاطر دیگران بمانم؟
    دوست دارید دیگران چه چیزی از شما برای همیشه بعد از شما به خاطر داشته باشند؟ چه چیزی میخواهید در این جهان تغییر دهید تا نام تان جاودانه شود؟ شاید فکر کنید آنقدر فرد مهمی نیستید که تغییری در این جهان شکل دهید، اما مهم نیست، فقط تصور کنید. تصور کردن کلید حل بسیاری از مسائل است.

  1. چه چیزی خوشحالم میکند؟
    اگر نمیدانید چه چیزی شما را خوشحال میکند، اشکالی ندارد… در عوض برای شروع از خودتان بپرسید : چه چیزی شما را ناراحت میکند؟ اذیت میکند؟ دوست ندارید؟ سپس برای اقدام شروع کنید درست در جهت عکس حرکت کنید و بدنبال کارهایی بروید که شما را خوشحال میکند.

  1. امروزم را چطور می بینم؟
    هنگام بیدار شدن در صبح، چطور زندگی تان را شروع میکنید؟ دید شما نسبت به امروز، رابطه مستقیمی با دید شما نسبت به زندگی تان دارد. اگر روزتان را با افکار منفی شروع کنید، ناخودآگاه افکار مثبت دفع میشوند.
    دیدگاهتان را نسبت به روزهایتان تغییر دهید، مثبت شروع کنید. برای مثال هنگام صبح، تا ظهر به خود تلقین کنید امروز اتفاق خوبی برای خواهد افتاد… شاید تعجب کنید دقیقا اتفاق خوبی برایتان رخ خواهد داد

  1. آیا فرد موثری هستم؟
    همیشه میتوانید برای این دنیا فردی موثر باشید. اما اینکه چه کاری میخواهید انجام دهید، داستان دیگریست.
    قرار نیست فردی باشید که فقر از این دنیا ناپدید میکند و یا مربی زندگی باشید که زندگی دیگران را متحول کنید. شما با یک درخت کاشتن هم میتوانید فرد موثری باشید. با یک لبخند زدن هم میتوانید روز یک نفر را بسازید. با محبت کردن هم میتواند قلب کسی را به دست آورید.

  1. منتظر چی هستم؟
    خب… منتظر چی هستید؟ شروع کنید

چگونه هدف زندگی خود را پیدا کنیم